تبلیغات
ویــریــــا VIRYA - مطالب كاریكلماتور


آنانی كه همیشه همرنگ جماعتند، زندگیشان شبیه آفتاب پرست است.

 بعضی ها برای سربلندی دیگران تا كمر خم می شوند.

 حرف اول «الف» است، اما حرف آخر را قانون می زند.

 اگر گلیمی به دست آوردید، سعی كنید پاهاتون را همانقدر دراز كنید.

چون می خواست امید داشته باشد، با آرزو ازدواج كرد.

 زنبور تنها تزریقاتی است كه بدون تست آمپول می زند.

 بعضی اوقات تلویزیون میان آگهی های تبلیغاتی فیلم سینمایی پخش می كند.

 برای اینكه حرف های بزرگی بزنم، دهانم را زیر ذره بین گذاشتم.

 وقتی می خواهم حرف پنهانی بزنم، گوش هایم را می گیرم.

فقط اداره برق است كه می تواند همه چیز را برایتان روشن كند.

روزنامه قدس۲۹/۹/۸۶

خواب غفلت به رختخواب نیاز ندارد.

بعضی از كسبه مردم را سیاه می كنند و خودشان را روسیاه.

با اینكه شمع جوانیم به سرقت رفته، ولی هنوز ته دلم روشن است.

سایه همه نژادها یك رنگ است.

خنده در اصل گریه عاقبت به خیر شده است.

وقتی كلاهتان پس معركه باشد، تازه اول معركه اید.

وقتی یكی به نعل می زنید یكی به میخ، مواظب شستتان باشید.

بعضی ها قابل تعریف هستند و بعضی ها قابل تحریف.

خیاط مدعی شد كه من باغبان پیراهن های گلدار هستم.

یخ برای خود كشی حمام آفتاب گرفت.

خیلی ها با هم جفت هستند، ولی جور نیستند.

روزنامه قدس ۶/۱۰/۸۶




موضـوع: كاریكلماتور،
برچسب ها: طنز و كاریكلماتور، كاریكلماتور، بازی با کلمات، جملات کوتاه، جملات کوتاه و کاریکلماتور، کاریکلماتورهای جالب، کاریکلماتورها،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : یکشنبه 10 خرداد 1394 | نویسنده : ویـریــا | نظرات

سیگار از اینكه مجبور است در مقابل زیرسیگاری تعظیم كند، احساس حقارت می كند.

زندگی بدون تلاش و كوشش مردن قبل از مرگ است.

خطرناك ترین كمك ها، دلسوزی است.

 هنوز چهار عامل اصلی را یاد نگرفته بودم كه توانستم حواسم را جمع كنم.

اهل رژیم گرفتن نبود، دوست داشت به او بگویند چه پسر سنگینی است.

اعداد برای دوخت و دوز، به جای سوزن از عدد 9 استفاده می كنند.

دنیا پر از عدم تفاهم است، اما فریاد از سوء تفاهم.

روزنامه قدس۶/۷/۸۵

در سفر زندگی مهم نیست سوار چه قطاری هستید، مهم این است كه در ایستگاه خوبی پیاده شوید.

وقتی دلم را به او هدیه كردم، با خوشحالی پرسید: سیخی چند؟

 آینده چیزی است كه زنها قبل از ازدواج و مردها بعد از ازدواج به آن فكر می كنند.

آدم دست و دلباز كسی است كه برای تهیه مرغ بریان، مرغدانی اش را آتش بزند.

وقتی بینی اش را با عمل كوچك كرد، عمیقاً احساس خود بزرگ بینی نمود.

وقتی عمرش به پایان رسید، گفت: الهی پیش مرگت بشم.

دروغ غالباً تقصیر سؤال كننده است كه با سؤالش نقل حقیقت را خطرناك می سازد.

بعد از پایان جنگ، تفنگها از صلح پاسداری می كنند.

خوابش آنقدر سنگین بود كه تختخواب را شكست.

عده ای با شنیدن حقیقت فقط تلخی آن را احساس می كنند.

روزنامه قدس۱۳/۷/۸۵

با اخلاق سگی كه داشت، حتی گربه ها هم از او می ترسیدند.

از بس روده درازی كرد، دكتر جراح دستور داد نیمی از روده اش را قطع كنند.

شب با دیدن صبح رنگش سفید شد.

وقتی چشمش به عكس پدر و مادرش افتاد، فهمید كه «خودساخته» نیست.

به عقیده پرنده محبوس آسمان لبریز از پروازهای بر باد رفته است.

بعضی از عشقها با یك نگاه گرم شروع و با یك آه سرد به پایان می رسد.

سكه آزادی را از لای میله های قفس به پرنده داد.

در مسابقه ماست خوری همه رو سفید شدند.

تنها برای ورود به جهنم نیاز به پارتی نیست.

دود سیگار به آسمان رنگ خاكستری می زند.

فریاد را همه می شنوند، هنر واقعی شنیدن صدای سكوت است.

روزنامه قدس۱۸/۸/۸۵




عاشق رنگ سیاه بود و سرانجام روزگار همه را سیاه كرد.

در اوج قدرت بود، ولی گاهی به حباب فكر می كرد.

درخت سایه اش را به كسی نفروخت. باران هم از كسی آب بها نگرفت.

مردم برای ندیدنش عینك آفتابی می زدند؛ خورشید تصمیم گرفت دیگر طلوع نكند.

مثل یك برده كار می كرد، چون می خواست آزاد باشد.

خروس دانا از مرغ نوك مدادی خوشش آمد.

وقتی گفت: تا آخر دنیا باهاتم، تازه فهمیدم كه دنیا دو روزه یعنی چی؟

حال نداشت حمام برود، قرص چرك خشك كن می خورد.

بهار خسته دلان پاییز است.

روزنامه قدس۶/۱۰/۸۵

فاصله بین حرف تا عمل یك كلمه است: حركت

نتوانست بر خر مراد سوار شود، اسبش را زین كرد.

بعضی ها بزرگ و بزرگتر می شوند، ولی هیچ وقت به بزرگی نمی رسند.

بعضی ها دم شون خیلی كلفت است، حتی می توانند با آن گردو بشكنند.

روحش تصمیم گرفت كه از زندان سه بعدی جسمش خارج شود.

در كشورهای عقب مانده قانون را «پیاده» می كنند كه خودشان «سوار» شوند.

این روزها دكترها تشخیص می دهند، اما عزرائیل درمان می كند.

سمعك تنبل من، عاشق سكوت نیمه شب بود.

عینكم، چشم دیدن تلسكوپ را ندارد.

جیب بعضی ها سوراخی حتی بزرگتر از سوراخ لایه اوزون دارد.

 روزنامه قدس۱۳/۱۰/۸۵




موضـوع: كاریكلماتور،
برچسب ها: طنز و كاریكلماتور، كاریكلماتور، بازی با کلمات، جملات کوتاه، جملات کوتاه و کاریکلماتور، کاریکلماتورهای جالب، کاریکلماتورها،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : یکشنبه 10 خرداد 1394 | نویسنده : ویـریــا | نظرات

برای آنكه به بیراهه نروم، پشت سر حقیقت راه می روم.

با اینكه فارسی بلدیم، اما اغلب اوقات حرف همدیگر را نمی فهمیم.

اگر فكرتان سرجایش نیست، حتماً دارد جایی كار می كند.

بعضیها برای به جایی رسیدن همه چیز را زیر پا می گذارند.

وقتی نمكدان را می بینم، دلم شور می زند.

سعی كنید مچش را بگیرید، اما مشتش را باز نكنید.

همه ما یك بار زندگی می كنیم، اما هزار بار می میریم.

درست است كه با شكم گرسنه فكری نمی توان كرد، اما شكم سیر هم كه فكری ندارد.

قبل از اینكه «پا» یتان بلغزد، «دست» نگه دارید.

امروزه به هركی «بال» و پر بدی «دم» در میاره.

روزنامه قدس۱/۹/۸۶


در دهكده عشق عرضه كم و تقاضا زیاد است.

بعضی ها با باند بازی می كنن و بعضی ها با باند پانسمان.

 هوای سرد را می توان تحمل كرد، ولی نگاه سرد را خیر.

بعضی ها تو خیالشان، خیلی زیبا خیال پردازی می كنند.

با آب خوردن، بغض گلویش را پایین فرستاد.

عجیب است كه خیلی از دلها سیاه است و خیلی ها مریض، اما قلبهایشان سالم سالمه.

هواشناسی زودتر از دیگران می فهمد كه باد از كدوم جهت می وزد.

مدعی شد كه آدم پاكی است، چون شغلش دلاكی بود.

چون همیشه در حال مطالعه بود، مدعی شد كه در كتابخانه به دنیا آمده است.

از دودلی خسته شده بود، تصمیم داشت یكی از آنها را اهدا كند.

 چون چشم دیدن كسی را نداشته، با عصای نابینایان از خانه بیرون می رفت.

 دیوار كوتاه پیدا نكرد، از دیوار حاشا بالا رفت.

زندگی سوء تفاهمی است كه برای همه پیش می آید.

روزنامه قدس ۱۵/۹/۸۶


با مغلوب شدن عقل، حماقت وارد میدان می شود.

 اغفال سیگار هنگام كشیدن آن است، درعین بیكاری تصورمی كنیم كاری را انجام می دهیم.

كسانی كه همیشه در سایه زندگی می كنند، برای دیگران سایه ای ندارند.

 به مدپوش ها بگویید آخرین مد لباس كفن است.

روزنامه قدس۲۶/۷/۸۶

شاید مرده شورخانه، آخرین ایستگاه به آخرت باشد.

بعضی ها برای حلوا گریه می كنند، بعضی ها برای مرده.

برای اینكه كسی نفهمد دیوانه ام، عاقلانه رفتار می كنم.

شاید شك زیر بنای حقیقت باشد.

آسمان ابری در عزای خورشید سیاه پوشید.

آدمهای دانا معمولاً به فكر كارهایشان هستند و تنبل ها در رؤیای آرزوهای خویش.

خیلی ها تعریف های خائنانه را به سرزنش های مفید ترجیح می دهند.

اگر پرنده نیستی، هیچ وقت به پرتگاهها نزدیك نشو.

قطره اشكی كه به خاطرم می ریزی، برای سیراب نگه داشتن عشقم به تو كافی است.

روزنامه قدس۱/۶/۸۶

بعضی ها با دندان نان می خورند و بعضی ها از دندان.

ابرهای پاره پاره نشان دهنده آن است كه در آسمان هم فقر وجود دارد.

ازدواج دامی است كه صید و صیاد هر دو با هم به دام می افتند.

تنها كسی كه پشت به دیگران كارش را انجام می دهد رهبر اركستر است.

از بیكاری شروع به جمع زدن بدبختیهایش كرد.

نام آبنبات ترش به عنوان شیرینی بداخلاق به ثبت رسید.

 الهی شكر نمردیم و به این حقیقت رسیدیم كه بالاخره باید مرد.

روزنامه قدس۲۲/۶/۸۶

حقیقت و گل رز، هر دو خار دارند.

 تحمل خانه به دوشی را نداشت تصمیم گرفت خانه را روی زمین بنا كند.

 خیارشور مدام بانمكی اش را به رخ خیار می كشد.

 عاشق شیرین بود، با ترشی ها میانه خوبی نداشت.

 عشقهای آبكی، زود تبخیر می شوند.

 دلی كه هر رهگذری را بپذیرد، مانند اجناس حراجی، بنجل است.

 روزنامه قدس۲۹/۶/۸۶




موضـوع: كاریكلماتور،
برچسب ها: طنز و كاریكلماتور، كاریكلماتور، بازی با کلمات، جملات کوتاه، جملات کوتاه و کاریکلماتور، کاریکلماتورهای جالب، کاریکلماتورها،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : یکشنبه 10 خرداد 1394 | نویسنده : ویـریــا | نظرات
تعداد کل صفحات: 29 # 1 2 3 4 5 6 7 ...