تبلیغات
ویــریــــا VIRYA - مطالب ابر داستان های کوتاه و آموزنده

داستان راستان -  جلد اول  اثر: شهید استاد مرتضی مطهری (قسمت اول)

 

برای مشاهده داستان مورد نظر بر روی عنــــوان آن کلیک را انتخاب کنید.

 

داستان راستان - مرتضی مطهری - بازار سیاه


داستان راستان - مرتضی مطهری - در خانه اُمّ سلمه

داستان راستان - مرتضی مطهری - درخت خرما

داستان راستان - مرتضی مطهری - شکایت همسایه

داستان راستان - مرتضی مطهری - سفره خلیفه

داستان راستان - مرتضی مطهری - وزنه برداران

داستان راستان - مرتضی مطهری - تازه مسلمان

داستان راستان - مرتضی مطهری - در محضر قاضى

داستان راستان - مرتضی مطهری - در سرزمین منا

داستان راستان - مرتضی مطهری - نماز عید

داستان راستان - مرتضی مطهری - گوش به دعاى مادر

داستان راستان - مرتضی مطهری - نصیحت زاهد

داستان راستان - مرتضی مطهری - در بزم خلیفه

داستان راستان - مرتضی مطهری - ابن سینا و ابن مسکویه

داستان راستان - مرتضی مطهری - غزالى و راهزنان

داستان راستان - مرتضی مطهری - بازارى و عابر

داستان راستان - مرتضی مطهری - مستمند و ثروتمند

داستان راستان - مرتضی مطهری -امام صادق علیه السلام و گروهى از متصّوفه - قسمت دوم

داستان راستان - مرتضی مطهری - امام صادق علیه السلام و گروهى از متصّوفه - قسمت اول

داستان راستان - مرتضی مطهری - على و عاصم

داستان راستان - مرتضی مطهری - مسیحى و زره على علیه السلام

داستان راستان - مرتضی مطهری - مردى که اندرز خواست

داستان راستان - مرتضی مطهری - مرد شامى و امام حسین علیه السلام

داستان راستان - مرتضی مطهری - اعرابى و رسول اکرم

داستان راستان - مرتضی مطهری - امام باقر و مرد مسیحى

داستان راستان - مرتضی مطهری - در رکاب خلیفه

داستان راستان - مرتضی مطهری - مسلمان و کتابى

داستان راستان - مرتضی مطهری - قافله اى که به حج مى رفت

داستان راستان - مرتضی مطهری - غذاى دسته جمعى

داستان راستان - مرتضی مطهری - همسفر حج

داستان راستان - مرتضی مطهری - بستن زانوى شتر

داستان راستان - مرتضی مطهری - خواهش دعا

داستان راستان - مرتضی مطهری - مردى که کمک خواست

داستان راستان - مرتضی مطهری - رسول اکرم و دو حلقه جمعیت

داستان راستان - شهید مرتضی مطهری - مقدمه جلد اوّل


ادامه مطلب

موضـوع: داستان های کوتاه،
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : شنبه 31 فروردین 1398 | نویسنده : | نظرات

داستان دست خدا

کارگردان فیلم آواز گنجشک‌ها گفت: در یکی از شب‌های زمستان رفتگری را دیدم که مشغول جارو کردن خیابان بود و من پس از اینکه ماشین را پارک کردم، به دلم افتاد که پولی هم به او بدهم. اول کمی دو دل بودم و تنبلی کردم، اما سرانجام پول را برداشتم و خیلی محترمانه و دوستانه به طرفش گرفتم، خیلی هم احساس خوب بودن می‌کردم و در عوالم فرشته‌ها سیر می‌کردم(!!) اما دیدم که به سختی تلاش دارد دستکشش را که به دستش هم چسبیده بود، در بیاورد و بعد پول را بگیرد.

اصرار کردم که چرا با دستكش پول را نمی گیری گفت: «بی ادبی می‌شود، این دست خداست که به من پول می‌دهد».




موضـوع: داستان های کوتاه،
برچسب ها: داستان، داستان کوتاه، داستان های کوتاه، داستان آموزنده، داستان های آموزنده، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان کوتاه و آموزنده،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394 | نویسنده : ویـریــا | نظرات

داستان دزدی درویش

درویشی را ضرورتی پیش آمد، گلیمى را از خانه یکى از پاک مردان دزدید. قاضى فرمود تا دستش بدر کنند.

صاحب گلیم شفاعت کرد که من او را حلال کردم.

قاضى گفت: به شفاعت تو حد شرع فرو نگذارم.

صاحب گلیم گفت: اموال من وقف فقیران است، هر فقیرى که از مال وقف به خودش بردارد از مال خودش برداشته، پس قطع دست او لازم نیست.

قاضى از جارى نمودن حد دزدى منصرف شد، ولى دزد را مورد سرزنش ‍ قرار داد و به او گفت: آیا جهان بر تو تنگ آمده بود که فقط از خانه چنین پاک مردى دزدى کنى؟

دزد گفت: اى حاکم ! مگر نشنیده اى که گویند: خانه دوستان بروب ولى حلقه در دشمنان مکوب.

چون به سختى در بمانى تن به عجز اندر مده

دشمنان را پوست بر کن، دوستان را پوستین





موضـوع: داستان های کوتاه،
برچسب ها: داستان، داستان کوتاه، داستان های کوتاه، داستان آموزنده، داستان های آموزنده، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان کوتاه و آموزنده،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394 | نویسنده : ویـریــا | نظرات
تعداد کل صفحات: 132 # 1 2 3 4 5 6 7 ...