حکایت کوبیدن میخ

فردی میخی را سروته روی دیوار گذاشته بود و می کوبید.

میخ در دیوار فرو نمی رفت.

دیگری که شاهد این ماجرا بود، گفت: چه کار می کنی؟

این میخ که برای این دیوار نیست. این میخ برای دیوار روبروست.

عبید زاكانی




موضـوع: حكایت هایی از عبید زاكانی،
برچسب ها: حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی، حکایت های کوتاه عبید زاکانی، طنزهای عبید زاکانی، طنزهای کوتاه عبید زاکانی، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، لطیفه های کوتاهی از عبید زاکانی،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 | نویسنده : ویـریــا | نظرات

حکایت وضو در حمام

شخصی در حمام وضو می ساخت.

حمامی او را بگرفت که اجرت حمام بده.

چون عاجز شدی تیزی رها کرد و گفت این زمان سر به سر شدیم.

عبید زاكانی





موضـوع: حكایت هایی از عبید زاكانی،
برچسب ها: حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی، حکایت های کوتاه عبید زاکانی، طنزهای عبید زاکانی، طنزهای کوتاه عبید زاکانی، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، لطیفه های کوتاهی از عبید زاکانی،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 | نویسنده : ویـریــا | نظرات

حکایت شیخ خراسانی

مولانا شمس الدین با یکی از مشایخ خراسان کدورتی داشت. شیخ ناگاه بمرد. نجاری صندوق گوری سخت به تکلیف از بهر او تراشید.

مردم تحسین نجار می کردند.

مولانا گفت: خوب تراشیده اما سهوی عظیم کرده که دود کش نگذاشته است.

عبید زاكانی





موضـوع: حكایت هایی از عبید زاكانی،
برچسب ها: حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی، حکایت های کوتاه عبید زاکانی، طنزهای عبید زاکانی، طنزهای کوتاه عبید زاکانی، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، لطیفه های کوتاهی از عبید زاکانی،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 | نویسنده : ویـریــا | نظرات
تعداد کل صفحات: 42 # 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic