حکایت سقف خانه

شخصی خانه ای به کرایه گرفته بود. چوبهای سقف بسیار صدا می کرد.

به خداوند خانه از بهر مرمت آن سخن بگشاد.

پاسخ داد که چوبهای سقف ذکر خدا می کنند.

گفت: نیک است اما می ترسم که این ذکر منجر به سجده شود!

عبید زاكانی





موضـوع: حكایت هایی از عبید زاكانی،
برچسب ها: حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی، حکایت های کوتاه عبید زاکانی، طنزهای عبید زاکانی، طنزهای کوتاه عبید زاکانی، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، لطیفه های کوتاهی از عبید زاکانی،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 | نویسنده : ویـریــا | نظرات

حکایت كفش و مسجد

کفش طلحک را از مسجد دزدیده بودند و به دهلیز کلیسا انداخته.

طلحک می گفت: سبحان الله من خود مسلمانم و کفشم ترساست

عبید زاكانی





موضـوع: حكایت هایی از عبید زاكانی،
برچسب ها: حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی، حکایت های کوتاه عبید زاکانی، طنزهای عبید زاکانی، طنزهای کوتاه عبید زاکانی، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، لطیفه های کوتاهی از عبید زاکانی،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 | نویسنده : ویـریــا | نظرات

حکایت تیر انداز

شخصی تیری به مرغی انداخت. خطا رفت.

رفیقش گفت: احسنت!

تیر انداز بر آشفت که مرا ریشخند می کنی؟

گفت: نی می گویم احسنت اما به مرغ!

عبید زاكانی





موضـوع: حكایت هایی از عبید زاكانی،
برچسب ها: حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی، حکایت های کوتاه عبید زاکانی، طنزهای عبید زاکانی، طنزهای کوتاه عبید زاکانی، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، لطیفه های کوتاهی از عبید زاکانی،

داغ کن - کلوب دات کام

تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 | نویسنده : ویـریــا | نظرات
تعداد کل صفحات: 42 # 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic